تبلیغات
كلمه میراث بشر است - باروق


ائتیمولوژی ( کؤک آراما - ریشه یابی ) كلمات

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:



پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

باروق

نوشته شده توسط:ماحمیت سینماز
جمعه 13 اسفند 1389-06:07 ب.ظ

باروق Baruq

مهران بهاری

باروق یکی از شهرهای استان آزربایجان غربی در بخش باروق شهرستان قوشاچای (میاندوآب. نك. قوشاچای-میاندوآب) می باشد كه در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۸۳ به شهر تبدیل گردیده است. در آزربایجان جنوبی علاوه بر این شهر، مراكز جمعیتی متعدد دیگری با نام باروق وجود دارند. از جمله:

١-شهر "باروق": در بخش مرکزی شهرستان هریس در استان آزربایجان شرقی،

-روستای "شورجا باروق" (شورجه باروق): از دهستان گاودول (نك. گوگان) بخش مرکزی شهرستان مراغه، در جلگه ای در جنوب خاوری مراغه و شمال خاوری راه قوشاچای (میاندوآب) به سایین قالا (شاهین دژ، نك. سایین قالا)،

٣-روستای "حسن باروق" (حسن باری): دهی از دهستان دبجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل، در منطقه کوهستانی جنوب باختری اردبیل كه آب آن از رودخانه "بارقی" تامین می شود (نك. به توضیح "بارقی" در ادامه همین مبحث). تیره ای از ایل قیزیلباش شاهسئوه¬ن در این دره زندگی میکنند.

٤-روستای "باروق": دهی از دهستان چاراویماق (چهاراویماق) بخش قاراآغاج (قره آغاج) شهرستان اورمو (ارومیه، نك به اورمو-اورمیه) در شمال خاوری قره‌آغاج و جنوب شوسه مراغه،

٥-روستای "باروق": دهی از دهستان آلان برآغوش بخش آلان برآغوش شهرستان سراب، در شمال باختری مهربان و شوسه تبریز به سراب،

٦-"باروق- باری": روستائی در اطراف خالخال،


ریشه شناسی


باروق-باریق: باروق كلمه ای تركی-آلتائی با معانی زیر است:


١-باروق: كلمه ای مشتق از مصدر بار.ماق
Barmaq و یا باری.ماقBarımaq در تركی باستان به معنی ساختن بنا، تاسیس كردن و فرم و شكل دادن است. "بارماق" تركی همریشه با كلمه "پانی" در زبان ژاپنی به معنی خاك رس بوده و معادل مصدر "باری." در زبان مغولی است. كلمه "باریق" مستقیما از علاوه شدن پسوند اسم ساز "-یق" به مصدر "بارماق" و یا افزودن پسوند اسم ساز "-ق" به مصدر "باریماق" حاصل گردیده است. در هر دو صورت معنی آن خانه، كاشانه، مسكن و سرپناه است. در زبان سومری نیز كه از سوی برخی زبانی پروتوتورك تلقی می شود، كلماتی به شكل "بار"، "بارا" و "باراق" هر سه به معنی لانه و كاشانه و ماوا وجود داشته اند. (گروه دیگری از زبانشناسان، مصدر "باریماق" را حاصل افزوده شدن پسوند فعل ساز "-ی" به كلمه "بارBar " (هست) دانسته اند، به سیاق مصدر "اؤلیمه‌ك Ölimәk" به معنی خیس شدن كه از افزوده گردیدن پسوند فعل ساز "-ی" به كلمه "اؤلÖl " به معنی خیس حاصل شده است).


٢-از دیگر معانی "باریق" در زبان تركی، دره و پرتگاه بین تپه های نوك تیز، شكافهای موجود در صخره های مرتفع، محل سرسبز، آبگیر رودخانه و .... است.


٣-معنی سوم "باریق-باری"، مفاهیم مجردی چون اساس، اساسی، محفوظ و نظایر آن است.


٤-در متون قدیمی تركی، برای كلمه "باریق" دسته دیگری از معانی در رابطه با فعل "بارماق" به معانی هست بودن و یا رفتن نیز ذكر شده است. مانند تركیب "باریق ایتگوچی" در سنگنوشته های اورخون كه به معنی مصدق و تصدیق كننده (معادل محضردار امروزی) بوده است؛ و یا "باریم" (معادل واریم معاصر) به معنی معبر و گذرگاه.


بارق:

در زبان تركی كلمه دیگری به شكل "بارقBarq " موجود می باشد كه از مصدر "بارماق" مذكور به علاوه پسوند اسم ساز از فعل "-ق" حاصل شده است. كلمه "بارق" كه در سنگ نوشته های اورخون نیز بكار رفته است، در زبان تركی به دو دسته از معانی "خانه، مسكن، كاشانه، سرپناه، ساختمان، آرامگاه" (بخش غیرمنقول خانه) و همچنین "اشیاء منقول داخل خانه" با دو ریشه متفاوت است. به نظر می رسد كلمه "بارق" به معنی بخش غیرمنقول خانه از ریشه "بارماق" تركی به معنی ساختن، و كلمه "بارق" به معنی اشیا منقول خانه از ریشه "بارماق"- "وارماق" تركی به معنی داشتن، بودن مشتق شده باشد. (بارق در معنی دوم، همریشه با كلمات "باریمBarım " (ثروت و دارائی)، "باریشBarış " (ثروت و خزینه)، "بارقوقBarquq " (ثروت)، "بارلاس Barlas" (ثروت، دارائی، جذاب، پاكیزه)، "بارلیBarlı " (دارا، توانگر)، "بارتوBartu " (ثروت و دارائی، منزل و مقصد، ... است). بارق در تركیب "ائو بارق Ev Barq" از قرن یازده تاكنون مستعمل بوده است. فرمهای گوناگون باروق-بارق در زبانهای تركی چنین است: باروق (تركی اویغوری)، بارق Barq (تركی قدیم اورخون، اویغوری قدیم، قاراخانی، ازبكی)، بارك Bark (تركی میانه، تركی تركیه، تركمنی). یكی از سنگ نوشته های گؤك تورك نیز بنام "باریق" (ویا "بارلیق") مشهور است.


بارو-باری:

در زبان تركی كلمه دیگری به شكل "باریBarı " و یا "باروBaru " وجود دارد كه با دو كلمه "باروق" و "بارق" مذكور همریشه می باشد. "بارو" كلمه ای تركی مشتق از مصدر "بارماق" (بن مصدری "بار.+ پسوند اسم ساز از فعل "-ی") و به معانی دیوار، کنگره دیوار (كنگره نیز كلمه ای تركی است)، حصار، سور، حصار دور قلعه، دیوار قلعه، شهرپناه و مجازا خود قلعه است. این كلمه در اشكال "باری"، "باره" و "بارو" (برج و بارو) وارد زبان فارسی شده است. برخی از لغتنامه های فارسی به ریشه تركی این كلمه اشاراتی كرده اند. چنانچه در فرهنگ نظام گفته می شود "ممکن است لفظ مذکور در این صورت مبدل باره باشد و یا از زبان ترکی آمده است". این كلمه تركی در نامهای جغرافیائی بسیاری در آزربایجان جنوبی بكار رفته است. مانند نام ده "باری Barı" كه روستایی در جنوب سالماس (سلماس) در محال دهستان انزل (نك. بندر انزلی) بخش حومه شهرستان اورمو (نك. اورمو-ارومیه) در کنار دریاچه اورمیه است و یا كلمه باری در نام شهر "محمودآباد گاوباری"، شهری‌ ساخته شده توسط امپراتوری تركی-موغولی ایلخانی در مغان‌ كنار خزر.


از همین ریشه است "بارقا
Barqa –باراقاBaraqa " (در تركی مدرن به معنی خانه، در تركی قدیم به معنی كاخ و سرا، در نزد تركهای اویغور به معنی خانه سنگی)، "بارینماBarınma " (پناه جستن و محافظت شدن در مكانی، سرپناه گرفتن در جائی)، "بارینماقBarınmaq " (سرپناه گرفتن در خانه)، "باریندیق Barındıq-باروندوق" (پناهگاه)، احتمالا "باراماBarama " (پیله كرم ابریشم) و نئولوژیسمهای "باریمBarım " (معماری)؛ "باریم ار Barımәr"، "باریمانBarıman " (هر دو به معنی معمار)؛ "باریمالBarımal " (مربوط به معماری).


وجه تسمیه


نام "باروق" در اغلب موارد به معنی كاشانه و سرپناه بوده و از مصدر باستانی تركی "بارماق" و یا "باریماق" به معنی ساختن و بنا كردن حاصل شده است. از همین ریشه است كلمات تركی "باری - بارو
Barı "، "باریجیقBarıcıq "، "بارین - بارونBarın "، "باریش - بارینج Barınc"، "بارینجاقBarıncaq - برنجه - برنجك"، "بارینما Barınma"، "باریج-باروج-باروژBarıc " و دهها نام جغرافیائی دیگر كه همه در ارتباط با خانه و سرپناه و مامن اند و به عنوان نام مراكز جمعیتی در سراسر آزربایجان جنوبی بكار رفته اند. در برخی موارد نیز نام "باریق" به معنی دره بین تپه های نوك تیز، شكاف صخره مرتفع، محل سرسبز و آبگیر رودخانه بوده و به مراكز جمعیتی ای كه در اینگونه مكانها ایجاد شده اند اطلاق شده است.


ریشه شناسی اینگونه نامهای جغرافیائی با استفاده از مصدر بارماق (وارماق) به معنی رفتن، رسیدن، بدست آوردن، ... نادرست است. به نظر می رسد صرفا نام رودخانه "بارقی" در استان اردبیل و نام "باریم" به معنی معبر و گذرگاه از ریشه بارماق به معنی رفتن مشتق شده باشد (نگاه كنید به توضیح "بارقی" در پاراگراف زیر).


نامهای جغرافیائی هم ریشه


١-روستای باریجیق
Barıcıq: روستائی در چاراویماق. اصل این نام "باریق+جیق" است كه طبق قواعد زبان تركی، حرف "ق" به هنگام تركیب، حذف شده است (مانند تبدیل "كیچیك+جیك" به "كیچیجیكKiçicik " و "اوفاق+جیك" به "اوفاجیقUfacıq "). "-جیق" پسوند تصغیر است.


٢-روستای بارین (بارون)
Barın : روستائی در جنوب ماكو (نك. به ماكی-ماكو). این نام از تركیب "باری.+-ن" حاصل شده و به معنی محل اسكان و سرپناه، پناهگاه (و نیرو، قوت) می باشد، مانند "اكینƏkin " (به معنی كشتزار، اك.+-ین). "-ن" پسوند اسم ساز از فعل است.


٣-محله باریش
Barınc در تبریز: عده ای این نام را از "باریش" تركی به معنی صلح گرفته اند. با اینهمه به نظر می رسد اصل این نام "بارینج" به معنی ماوا و مسكن بوده كه از تركیب "بارین.+-ج" حاصل شده است، مانند "سئوین.+-ج"= "سئوینجSevinc ". "-ج" پسوند اسم ساز از فعل است.


٤-روستا و زندان بارینجاق
Barıncaq (برنجه، برنجك): زندان و روستای بارینجاق (برنجه-برنجك) در ٢٨ كیلومتری شمال شهرستان تیكان تپه (تكاب، نك. تیكان تپه-تكاب) از دهستان چمه¬ن (چمن. نك. قاراچمه¬ن-قره چمن)، بخش سوغورلو (تخت سلیمان. نك سوغورلو-تخت سلیمان) واقع شده است. این نام حاصل تركیب "بارین+-جاق" حاصل شده و به معنی پناهگاه و مامن است. مانند "اویونجاقOyuncaq ". "-جاق" از پسوندهای تصغیر در زبان تركی است.


٥-باریناق
Barınaq (بارونق): دهی است از دهستان نیاسر بخش قمصر شهرستان کاشان (نك. قاشانگ-كاشان)، از تركیب بارین.+-اق (مانند ساغنیاقSağınaq : ساغین.+-اق، به معنی ملجا؛ تاپیناقTapınaq : تاپین.+اق، به معنی معبد و پرستشگاه).


٦-باریج
Barıc (باروج): دهی جزء دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند (نك مره¬ت-مرند)، از تركیب باری.+-ج (مانند "گوجGüc " به معنی نیرو از فعل باستانی "گو."+"-ج"). "-ج" پسوند اسم ساز از فعل است


٧- باروژ: دهی از دهستان باراندوز چای بخش حومه شهرستان اورمیه. محرف باریج
Barıc فوق، از تركیب باری.+-ج (مانند "گوج" به معنی نیرو از فعل باستانی "گو."+"-ج"). "-ج" پسوند اسم ساز از فعل است.


٨-روستای برژوك: از بخش سؤكمه ن آوا (به صفائیه تغییر داده شده است) شهرستان خوی. اصل این نام "باریق+جیق" است كه طبق قواعد زبان تركی، حرف "ق" به هنگام تركیب، حذف شده است (مانند تبدیل "كیچیك+جیك" به "كیچیجیك
Kiçicik " و "اوفاق+جیك" به "اوفاجیقUfacıq "). "-جیق" پسوند تصغیر است.


٩-جزیره بارینما
Barınma : بارینما نام یكی از جزائر دریاچه اورمیه (اسم دیگر آن "یوخاری گوله¬یه¬ن داشی Yuxarı Gülәyәn Daşı") است. این كلمه، اسم مصدر از فعل "بارینماق" و به معنی سرپناه گرفتن است. نام این جزیره در راستای تركی زدائی، توسط دولت ایران به نام فارسی "كاكایی بالا" تعویض شده است.


١٠-روستای تگه‌رباری (تگرباری)
Tәgәr Barı : روستائی در جنوب تیكان تپه (نك. تیكان تپه-تكاب) میباشد. كلمه "تگه¬ر-تكه¬ر" در زبان تركی به معنی چرخ و هر چیز مدور است. "تگه¬ر باری" یعنی ماوای مدور، مسكن دایره وی (از همین ریشه است كلمه "ده¬ییرمیDәyirmi " به معنی دایره).


١١-كاشغری در اثر خود از دو شهر بنامهای "بارچوق
Barçuq " و "بارمانBarman " نام می برد كه به ترتیب توسط افراسیاب تورانی و پسر او ساخته شده بودند. به گفته وی بارمان نام پسر او نیز بوده است. نام این دو شهر، به احتمال زیاد مشتق از مصدر بارماق مذكور می باشند (نك. ورزقان-بالقاسون)


١٢-بالبال
Balbal : به معنی مجسمه ای است كه بر سر مزارهای تركان باستان برافراشته می شد. معادل این كلمه توركی در زبانهای گوناگون اورال-آلتائی چنین است: "باریمال" در مونقولی؛ "پلبو" در تونقوس-مانچو؛ "پانیوا"، "پانیپائی"، "پانیما" در ژاپنی؛ "بالوانی" در مجاری. كلمه بالبال به شكل "بولوان" به روسی قدیم نیز وارد شده است. توركی شناس مشهور طلعت تكین، در كتاب گرامر تركی اورخون (بلومینگتون، ١٩٦٨)"A Grammar of Orkhon Turkic"، كلمه بالبال تركی باستان را مشتق از كلمه بارمال-بالمال دانسته است. آلتائیستیك و توركی شناس برجسته گئرهارد دوئرفر ضمن توافق كلی با این ریشه شناسی، توضیح می دهد كه این كلمه از مصدر "باری." به معنی ساختن و شكل دادن به علاوه پسوند اسم ساز از فعل بسیار معلوم "-مال" حاصل شده است. این پسوند در كلمات دادامالDadamal (معتاد)، اتمه¬لƏtmәl (گوشتالو)؛ توشیمه¬ل Tüşimәl (وكیل، ناظر، مامور دولتی؛ به شكل "توشمال" به زبان فارسی و دیگر زبانهای ایرانی مانند لری و كردی داخل شده است)، كیریشمه¬ل Kirişmәl (مزاحم، پارازیت)؛ تانیمالTanımal : (شهره)، ساغمال Sağmal (گاو شیرده)، تاخمال Taxmal (آدمی ساده لوح كه از داستانهای عامیانه خوشش می آید)، پوشامال Puşamal (دلهره)، .... دیده می شود. در تركی باستان تركیباتی به شكل "بالبال قیلماق"، "بالبال تیكمه¬ك" نیز موجود بوده اند. "بالبال" با كلمات "بارچوق-بارچیقBarçıq -بارتیق" (مجسمه ای كوچك كه از تخته و یا نمد ساخته می شود)، "بارقات Barqat" (مجسمه، تندیس)، .... در یك دسته قرار می گیرد.


١٣-رود بارقی
Barqı : نام این رودخانه مركب از "بار.+-قی" است، این نام ظاهرا مربوط به فعل "باریماق" به معنی ساختن و فرم دادن نبوده، از مصدر "بارماق-وارماق" به معنی رفتن و رسیدن حاصل شده است. به این اعتبار، "بارقی" یعنی رونده و سرازیر شونده بوده و همریشه با كلمات "بارقان Barqan" (رونده)، "بارقینBarqın " (سیاح) و "باروم-باریمBarım " (به زبان تركی به معنی گذرگاه و معبر است. ناظم الاطباء) می باشد. كلمه "بارقی" همچنین به معانی مخمل، پارچه ابریشمی، نعمت و غنیمت نیز بكار رفته است. (در این معنی دوم همریشه با كلمات "بارقیتBarqıt "،" بارقوشBarquş " به معنی نعمت و غنیمت است).


١٤-"باراندوز
Barandüz" و "ارسباران": برخی نام دشت و رود "باراندوز" در جنوب غربی اورمیه و ناحیه "ارسباران" در شمال استان آزربایجان شرقی و جنوب رودخانه ارس را نیز از مصدر بارینماق فوق دانسته اند. در حالیكه "ارسباران" نام جدید دولتی و فارسی "قاراجاداغ" بوده و اساسا تركی نیست. نام باراندوز نیز احتمالا با كلمه "باران" تركی به معنی گوسفند در ارتباط است (نك. آسلاندوز).


نتیجه:

باروق نام شهری در شهرستان قوشاچای (نك. قوشاچای-میاندوآب) و همچنین اسم دهها مركز جمعیتی دیگر در آزربایجان است. این نام كه زبان تركی به معنی كاشانه و ماوا است، همریشه با اسامی جغرافیائی دیگری مانند بارو-باری، باریجیق، بارین-بارون، باریش-بارینج، بارینجاق-برنجه-برنجك، بارینما، باریج-باروج-باروژ و .... كه همه در ارتباط با خانه و مسكن و ماوا و سرپناه اند می باشد. در بعضی از نامهای جغرافی كلمه "باروق" به معنی دره و پرتگاه بین تپه های نوك تیز و مرتفع و یا سرزمین حاصلخیز و آبگیر و روستاهائی كه در اینگونه مكانها واقع شده اند، بكار رفته است.



تاریخ آخرین ویرایش:- -