تبلیغات
كلمه میراث بشر است - مار/مر


ائتیمولوژی ( کؤک آراما - ریشه یابی ) كلمات

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:



پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

مار/مر

نوشته شده توسط:ماحمیت سینماز
دوشنبه 9 خرداد 1390-06:09 ب.ظ

مار/مر

منبع: نگاهی به واژه های اساطیری آذربایجان، صمد چایلی، چاپ سوم، صص  227- 230  

نوشته های داخل {} از نویسنده وبلاگ است.

واژه "مار" به صورت "مر" نیز به كار رفته است. این واژه در افسانه های سومری به مفهوم "مادر كبیر" و یا به عبارتی دیگر به معنی "بزرگ" آمده است. "لاگاش دولت شهری در حمایت خدابانو "نینمار" بود كه شاید به مفهوم (خدابانومادركبیر) است. مار به معنای مادر و نین به معنی خدابانو است" (1)

"مار" و یا "مر" در تركیب تعدادی از اسامی اشخاص و اماكن قدیمی و امروزی به چشم می خورد. "نام قدیم سمرقند، (مركند) بوده است." (2) و نام قدیم مرو نیز "مرگیان" بود (3) {عنوان شده در كتیبه های هخامنشی مرو را مَرگَوش ذكركرده اند. و همچنین در زمان صفویان اروپائیان آنرا مارگو عنوان كردند.} ناحیه ای كه میان دو رود آبو و گیان-كم (رود یئنی سئی) در سیبری قرار دارد (4)

"مركیت ها هم مانند نایمان ها پیش از آن تحت  تاثیر تبلیغات مسیحیان قرار گرفته بودند" (5) نام اقوام مركیت هنوز هم در دو روستای آذربایجان دیده می شود. یكی از این روستاها در ماحال بئدوستان قره داغ (6) و دیگری در منطقه كلیبر و نزدیكی های قلعه بابك قرار دارد. با این توضیح كه مارمیشو نام یكی از مناطق معروف اورمی می باشد بایستی گفت شود كه مار/مر در هر دو شكل مورد نظر در نام یكی از محلات قدیمی تبریز مورد استفاده قرار می گیرد. " این آب كوی مرالان (مارالان) را در آن سوی آبیاری می كرد" (7)

علاوه بر این نام، اسامی دیگری نیز از تركیب "مر" ساخته شده اند. از جمله این اسامی می توان به اسم "روستای دیزه مرجان در منطقه گونئی و شبستر" (8) "روستای مرگید=مركیت در جنوب یامچی" (9) "قلعه مرآغوش (اوغوش=خانوده) در بخش مركزی دهستان گونئی مركزی" (10) {از اینترنت: روستای امان مرگان , شهرستان بردسكن،بخش نوخندان , دهستان درونگر/ ییلاق مرشون و مراش از روستاهای استان زنجان،/مریان وآق اولر. [ م ِ ن ُ اِوْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرگانرود جنوبی بخش مرکزی شهرستان طوالش ، در 36هزارگزی غرب هشتپر/ شهر مَریانَج (نام محلی: مَرگانه) یکی از شهرهای استان همدان ایران است. مریانج یکی از شهرهای تابعه شهرستان همدان است که در ۶ کیلومتری جاده همدان-کرمانشاه و در دامنههای الوند واقع است/ مرگید. [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یکانات بخش مرکزی شهرستان مرند/ مرگور. [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای سه گانه ٔ بخش سلوانا شهرستان ارومیّه است/ دیزج مرگور در خراسان شمالی/ رشتهکوه میشو و رشتهکوه مرو، چهارمین واحد کوهستانی را در غرب و مرکز استان به وجود میآورند. این رشتهکوهها از شمال دریاچهٔ ارومیه، توسط ارتفاعات عینالی و شبلی تا نواحی شمال شرقی کلانشهر تبریز کشیده میشوند و قلهٔ ۳۱۵۵ متری رشتهکوه میشو، شهرستانهای مرند و شبستر را از هم جدا میکند./ روستای مرجانلی ایلخچی/ تپه سروان مرکان مربوط به قرن ۶ تا ۸ است و در شهرستان خوی، بخش ایواوغلی، دهستان ایواوغلی، روستای مرکان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۰۷ با شمارهٔ ثبت ۱۷۶۷۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است/ رودخانه مركان كه به ارس می ریزد/ منطقه حفاظت شده مراكان خوی در حاشیه رودخانه ارس واقع شده و بخش شمال آن دارای آب و هوای گرم و بخش جنوبی و غربی آن كوهستانی است. این منطقه بطور كلی كوهستانی است و بوسیله رودخانه قطور چای (آق چای) كه بستر آن در دره عمیقی بنام دره شام قرار دارد به دو قسمت تقسیم میشود. در دو سمت شرقی و غربی دره شام، ارتفاعات و درههای متعددی قرار دارند كه زیستگاههای عمده حیات وحش كوه زیرا بوجود میآورند. از طرف دیگر دشتهای كم وسعتی نیز در شرق دره شام داشت (شوره زار مركان، دشت گلوج) قرار گرفتهاند.} اشاره كرد.

اما نامهایی كه از بین این اسامی، مشخص تر هستند، نام شهرهای مرهت (مرند) و مراغا (ماراغا) می باشد. "مرت (به زبان تاتی) به معنی مرد است (11) در اشكال دیگر، یعنی مارات و مارآتا نیز به معنی اسب كبیر و پدركبیر و بزرگ در خواهد آمد. {مطلبی كه حائز اهمیت است پسوند "ات" در تركی می باشد این پسوند كه پسوند مكان و محل می باشد ناشناخته مانده و به همین خاطر در ریشه یابی بعضی از كلمات تركی  اشتباه رخ می دهد. پسوند "ات" چنانچه در مرهت دیده ه می شود در نام شهر هورات (هوراند) به معنی مكان خورشید نیز وجود دارد. علاوه بر آن در اصلاحات محلی چاراویماق كلمات سوات/سووات به معنی مكانی كه حیوانات درآن آب می خورند و كلمه سئلات در معنی مكانی كه سیل می آید استفاده می شود. پس مرهت یعنی زمین بزرگ/منطقه وسیع}

در مورد  كلمه مركب مراغا=ماراغا "نظر احمد كسروی بر این است كه این كلمه در اول مراوا، ماراوا بوده است" (12)، اما كسانی كه، وسیله داندانه دار و تخته دراز پشت درهای قدیمی باغات و حیاطهای بزرگ را دیده بودند به این امر واقف هستند كه آن وسیله را ماراوا می گفتند."سیاح انگلیسی ویلسون نیز این شهر را ماراغا می گوید. با تعریفی كه از واژه مار بیان گردید، كلمه ماراغا=مراغا هم آغا كبیر و بزرگ معنی می دهد. {این نظر وقتی قوت می گیرد كه شهری كوچك در نزدیكی جنوب مراغه با نام خراجو وجود دارد. كه مراغه ای ها آن را خیهجی تلفظ می كنند و در ریشه شناسی این كلمه به خار و آجی می رسیم. خار+آجی و چنانچه می دانیم خار نیز به سان مار/مر معنی بزرگ و كبیر را می دهد مثل خارال و خارتكه (بز نر خیلی بزرگ و چندین ساله: "خارتكه كیمی قوخویور" و درست در همین معنی كلمه مره‌كه را داریم كه تركیبی از مر+اكه می باشد به معنی بز نر خیلی بزرگ كه این كلمه در شعرمانند بچه ها استفاده دارد، بزه میگه:منم منم مره‌كه – بوینوزلاریم چره‌كه ) و آجی نیز در تركی معنی مادر بزرگ و در بعضی گویشها معنی خواهر نیز دارد و به طور كلی می توان معنی خانم نیز برای آن قائل شد. – كلمه آجی در چاراویماق هنوز كاربرد دارد.- پس خاراجی یعنی مادر بزرگ/خواهر/خانم بزرگ و كبیر و این یعنی اینكه مراغا آغا بزرگ و خراجو خانم بزرگ و ....}

در صورتی كه "مفهوم جاذبه برای واژه ماراق" (13) را در نظر بگیریم. معنای كلمه ماراغا، مكان پرجاذبه خواهد بود. همچنین با توجه به عبارت "در زبان تركی "مارا" به معنی جایگاه و مكان است و آغا نیز در این زبان به معنی بزرگ و ارباب و خان می باشد، بنابراین كلمه مراغه در اصل مارآغا بوده است" (14) مفهوم كلمه ماراغا، مكان ارباب و خان به خود می گیرد.  {ظن دیگر نیز این می تواند باشد كه مارا (زمین كوچك – چنانچه در بازی توپ ارهبی حلقه كشیده شده را "مره" گویند ) با پسوند منفی ساز "غا" تركیب شده و ماراغا ساخته شده است. (مثل اؤز و اؤزگه و قوناق و خوناخا*) كه مفهوم زمین بزرگ به خود گرفته است. البته با توجه به مفهوم كلمه مارا كه اشاره شد این كلمه مفهوم زمین حصار كشی شده را نیز دارد و با توجه به گذشته مراغه كه مركز فرماندهی مسلمانان برای حمله به آن سوی آراز (ارس) بوده و جز استحكامات نظامی مهم و عمده منطقه بوده است این نام می تواند قابل قبول باشد و درست در این صورت كلمه خاراجی به معنی زمین بزرگی كه نسبت به مراغه كوچك است كاربرد دارد. و به عبارتی كمی بزرگ} ...

شكل دیگر "مر" یعنی "مار" نیز در تعدادی از اسامی آذربایجان مشاهده می شود. "در زبان تركی كلمه قیزمار به معنی جای بسیار گرم" (16) "هامار به معنی جای مسطح و هموار" (17) و "دیزمار به معنی مكان بلند است. دیز در زبان تركی به مفهوم بلندی است" (18) "هامار و گنجه هاماری از دشت ها و زمین های پهناور سرئیین (سرعین) هستند" (19) و "دهستان دیزمار غربی نیز محل عبور ایری‌چای می باشد" (20) همچنین " منطقه تامار در قسمت شمالی رودخانه دیاله" (21) و "رود شاهمار در نزدیكی جلفا" (22) و روستای ارمار در مشكین" (23) و " روستای بینه مار در اردبیل" (24) از كلمه مار در ساختن نام خود استفاده كردند.

...

در پایان ذكر این نكته لازم است كه "مر" یا "مار" در تركیب كلمه مارال (مرال) كه نوعی آهو است به كار رفته است و مرال باشی نیز در منطقه "تركستان چینی – بر سر یاركند و كاشغر به آق‌سو" (30) قرار دارد. {كلمه خارال به معنی گونی خیلی بزرگ نیز درست بر همین قاعده ساخته شده است}

در بین اسامی روستائی نام "روستای مرداناقام" (31) هم در تركیب خود واژه "مر" را به همراه دارد. جز آخر این كلمه مركب یعنی "قام"، "عنوان شخصیت های روحانی بوده است. در زبان تركی قدیم قانگ مفهوم پدر را مستفاد می كرد. بعدها جای این واژه را كلمه آتا گرفت" (32) {به نظر میاد كلمه قاغا كه در حال حاضر استفاده می شود از همین كلمه اخذ شده باشد مخصوصا" كه در بعضی روستاها پسران پدر را با كلمه قاغا خطاب می كنند} سرزمین "ماراش هم سرزمین اصلی آغاچ‌اری‌های تركمن بوده است" (33) همچنین واژه "مار" در تركیب "نام منطقه ماردین از مناطق آنادولو" (34) هم دیده می شود.

 

منابع:

1- شناخت هویت زن ایرانی، مهرانگیزكار و شهلا لاهیجی ص 113

2و3و4- تورانیان، نادر بیات صص 77،99،105

5- تاریخ تركهای آسیای میانه، و.بارتولد ترجمه غفار حسینی ص 173

6- یورد سفرلریم، صمد چایلی ص 88

7- آذربایجان در سیر تاریخ ایران، رحیم رئیس نیا، ص 955

8- شبستر، علی سلیمی‌فر، ص83

9- فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی، بهروز خاماچی، ص 525

10- منبع شماره 8

11- زبانهای باستانی ایران، حسینقلی كاتبی، ص 71

12 و 13- مراغه در سیر تاریخ، مجید سپهروند، ص 55 و 45

14- طواف سهند، بهروز خاماچی، ص 33

15- منبع شماره 12

16 و 17- فرهنگ آذربایجانی، فارسی، بهزاد بهزادی ص 866، 1066

18- روزنامه مهد آزادی، تاریخ 03/12/1377، شماره 2481

19- سرعین (سرئیین) در آینه قلم، رحیم اسداللهی، ص 76

20- ارس در گذرگاه تاریخ، محمد حافظ زاده، ص 18

21- منبع شماره 8

22- منبع شماره 9، ص 45

23 و 24- نظری به تاریخ آذربایجان، محمد جواد مشكور، ص نام روستاهای مشكین و اردبیل

...

30- منبع شماره 2، ص 41

31- منبع شماره 6، ص 176

32و33و34- اوغوزها، فاروق سومر، ترجمه آنادردی عنصری صص 90، 221، 253

 

* خوناخا: این كلمه از قوناق به معنی میهمان مشتق شده است. یعنی قوناق + قا = قوناغقا كه به مرور زمان به خوناخا تبدیل گشته است. (قا/غا/گه پسوند متضاد ساز می باشد.: اؤز/اؤزگه ---- باش/باشقا)



تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 9 خرداد 1390 06:23 ب.ظ