تبلیغات
كلمه میراث بشر است - گیل


ائتیمولوژی ( کؤک آراما - ریشه یابی ) كلمات

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندها:



پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

گیل

نوشته شده توسط:ماحمیت سینماز
یکشنبه 8 خرداد 1390-07:57 ب.ظ

گیل

منبع: نگاهی به واژه های اساطیری آذربایجان،  صمد چایلی، چاپ سوم صص 220-222

مطالب داخل {} از نویسنده وبلاگ است.

بنا به گویش محلی مناطقی از شهر مرند "گیل به مفهوم حبه و جمع تعدادی از هسته هاست"(1)

گیل

منبع: نگاهی به واژه های اساطیری آذربایجان،  صمد چایلی، چاپ سوم صص 220-222

مطالب داخل {} از نویسنده وبلاگ است.

بنا به گویش محلی مناطقی از شهر مرند "گیل به مفهوم حبه و جمع تعدادی از هسته هاست"(1) {همچنین در چاراویماق این کلمه با تلفظ گیله –نئچه گیله قند- کاربرد دارد و در معنی مردمک چشم/تخم چشم  نیز استفاده می شود. –گؤزونون گیله سی چیخمیش (در فارسی اصطلاح رو تخم چشمم را داریم) – و به نظرم قره گیله نیز به معنی فردی با چشمان درشت و سیاه و در مجاز به معنی نورچشم با این کلمه در ارتباط است-اما تلفظ گیل به معنی نمایش جمع و تعدادی از مردم نیز کاربرد دارد. ضرب المثل: دایی سی گیله گئدیر، آتیندا اؤرگه دیر/ داییم گیل: داییم اینها/ دایی سی گیل: دایی شون اینها که معادل این کلمه در خراسان شون است. احمدشون: احمد اینها } اما با مراجعه به منابع نوشته شده، معلوم می گردد که "گیل" ها طوائفی از ترک ها بوده اند. "لیق ها و گیل ها طوائفی از آلبان ها بوده اند"(2) و آنچه از زندگی اقوام مختلف در آذربایجان معلوم گردیده است، این است که "کادوس ها، گیل ها، موغ ها در آذربایجان زندگی کرده اند."(3) طوائف گیل نام خود را به طوائف دیگر ترک نیز داده اند ولایاتی هم که این طوائف ساکن بوده اند نام خود را با نام این طائفه گره زده اند. عبارت "حکمرانان ولایات گیل زان و آندیا در اراضی آذربایجان"(4) مؤید این مطلب است. حتی با تعریفی که قبلا" از واژه "آن" گردید. نام گیلان (گیل+آن) نیز در رابطه با واژه گیل بوده و مفهوم سرزمین گیل را نیز می تواند یکی از معانی این لغت باشد. همچنین در پیوند با واژه گیل، کلمه گیلک نیز می تواند ریشه در لغت گیل داشته باشد. گیلک، نه تنها به اهالی گیلان گفته می شود. بلکه نام منطقه ای در نزدیکی قره چمن است. "حوالی غروب به راه افتادیم و به کاروانسرای گیلاک (گیلک) رسیدیم. این کاروانسرا هنوز هم موجود است و به نام گیلک موجود است و در حال حاضر در اراضی علخلج (ال خلج) واقع است"(5) بایستی توجه نمود که "آذربایجان، آران، آلبان، ارمنیه، گیلان و زیستگاه طالشی ها (تالیش) در جمیع آتورپادگان بوده است(6) و بدین مناسبت است که واژه گیل در نقاط زیادی از آذربایجان و اراضی همسایه آن به کار رفته است. {در جنوب غرب چاراویماق طائفه ای به نام گیلاننی (گیلانلی) که کاملا" ترک هستند زندگی می کنند همچنین در اینجا نوعی تره را "گیل آغا" گویند (مقایسه شود با نام "کاس آقا" در شمال). و فعل گیلله نمه ک: ور رفتن و وقت تلف کردن برای در رفتن از کار/ گیژگیل گوه ن: آدمی که موی سرش آشفته و به هم ریخته باشد و خودش هم شلخته است/ گیلگه و یا کیلگه: موی سر آشفته/ گیلدیر: یومور، دایره و گرد و ...  استفاده می شود}

کلمه ای که، گیل اساس آن را تشکیل داده است، نام اولین داستان حماسی بشری، یعنی "گیل گمیش" می باشد. که در اصل افسانه ای سومری است. گیل گمیش در ادوار تاریخی با واریانتی نزدیک به واریانت اصلی در الواح بابلی درج گردیده است. جز دوم کلمه گیل گمیش "گمیش" یا به عبارت امروزی "گامیش" به معنی گاو نر بوده و این حیوان نیز در افسانه های سومری و ... رب النوع محسوب می گردیده است. با توجه به این موضوع می توان به این نظر هم رسید که مفهوم گیل گمیش می تواند تخم گاو نر باشد. {گرچه با توجه به معنی گیلگه: به معنی موهای آشفته و بلند می شود گفت این کلمه از گیلگه+میش (پسوند) ترکیب یافته است و نشان دهنده پهلوان و زورمند بودن قهرمان داشتان گیلگه میش باشد}

در داستان گیل گمیش می خوانیم " راهی را که گیل گمیش می رود به طلوع آفتاب می کشد"(7)

در رابطه با این مفهوم اسم گیلاس (گیل+آس) نیز قابل توجه است. آسماق در لغت به معنی آویزان کردن است. با توجه به این مفهوم گیلاس نیز به معنی حبه و هسته های آویزان شده در می آید. حتی در زبان ترکی امروزی "گیله به مفهوم یکی از دانه های انگور می باشد"(8)

کلماتیکه در پیوند با واژه گیل ساخته شده اند در ترکی بسیار است. در اینجا به تعدادی از آنها نظر می افکنیم:

"استحکامات گیل گیل چای در جنوب تورپاق قلعه"(9)، "روستای شنگیل آوا (شن+گیل) در دهستان خامنه شبستر"(10) "روستای شنگیل آوا در دهستان عباسی قره چمن"(11) "روستای گیلان ده (گیله دی) در استان اردبیل"(12) "روستاهای گیله ده رود (چای گیله دی) و گیله ده کوه (داغ گیله دی) در هشترود (هئشته ری)"(13) "روستای گیلوان (گیل+وان، وان=استخر {البته به نظر من وان پسوند مکان ساز در ترکی است به سان "آن" و "گان/غان/قان" آوان(آو+آن)---وان – ایروان/شیروان/کندوان/ الئیوان و ...} از روستاهای قدیمی خلخال"(14) "رودهای زنگیلان و گیلیان {گیل+یان، یان=گان/غان/قان/ آن} که پدید آورنده قازان چای در آذربایجان جنوبی هستند"(15) "قلعه گیلدئیمان (گیل +دیلمان) {گیل + دئیم+آن = منظور کم آب بودن و دئیمی بودن منطقه است نه دیلمان} یا دیلمان در جنوب گوور داغی که به آسمان قد برافراشته است"(16)  "کوه گیلداغ در شرق کلاله (کاللا) که از ناحیه گمیش تپه (گوموش تپه)شروع می شود."(17) "آسمان گیله =آس+مان + گیله از یوردهای منطقه زونوز"(18)

نهایت اینکه نام یکی از محلات قدیم شهر تبریز به نام ششگلان (ششگیلان) واژه گیل را به همراه دارد و نام قوم ایزگیل هم در پیوند با کلمه "گیل" می باشد. در کتیبه اورخون می خوانیم "با قوم ایزگیل مصاف دادیم، گؤل تکین سوار بر اسب آلپ سالچی یورش برد، اسب در میدان جنگ سقط شد، قوم ایزگیل نابود شد"(19) همچنین به نظر می رسد که نام روستای "هرگلان (hərgəlan) از توابع توفارقان"(20) در پیوند با نام "روستای هیرگیلی از روستاهای ناحیه بین کاشغر و رودخانه نارین بوده "(21) و نام ترکی آلبالو، یعنی گیله نار نیز در رابطه با واژه گیله باشد.

 

منابع:

1-     یورد سفرلریم، صمد چایلی، ص 111

2-     آلتایلاردان سهندیمیزه، امید نیایش، ترجمه از ترکی ص 224

3 و 4- آذربایجان موسیقی تاریخی، رافیق ایمرانی، ترجمه مجید تیموری فر، صص 188، 146

5- شهرستان اوجان، محمد باقر مدرس، ص 61

6- مراغه در سیر تاریخ، مجید سپهروند، ص 34

7- گیلگمیش، ترجمه داوود منشی زاده، ص 68

8- فرهنگ آذربایجانی-فارسی، بهزاد بهزادی، ص 964

9- آذربایحان در سیر تاریخ ایران، رحیم رئیس نیا، ص 610

10 و 11 و 12 – نظری به تاریخ آذربایجان، محمد جواد مشکور، ص اسامی روستاهای خامنه، عباسی، اردبیل

13- تاریخ و جغرافیای هشترود، اسماعیل سیفی، ص 128

14- فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی، بهروز خاماچی، ص 325

15- منبع شماره 9 ص 29

16- قره داغ، محمد حافظ زاده، ص 61

17- - منبع شماره 9، ص 595

18- منبع شماره 1- ص 155

19- اوغوزها، فاروق سومر، ترجمه آنادردی عنصری، ص 16

20- - منبع شماره 1 – ص 178

21- - منبع شماره 19 – ص 56



دنبالک ها: گیل-داش بولاق  شوند نامگذاری گیلان 
تاریخ آخرین ویرایش:- -